زخم

هر چه می گذرد بر حجم تو خالی قلب ها افزوده می شود و هر چه می گذرد بیشتر از پیش انسانها سطحی نگر می شوند و عمق ها و حجم ها را از یاد می برند و فراموش می کنند که هر زخمی, اثری دارد

 

وقتی بر تنی, زخمی می نشیند, برای درمان آن مرحمی را باید و زمانی که اثر آن از بین برود

هر چه زخم عمیق تر و کاری تر , اثر آن ماندنی تر

 

و اغلب فراموش می کنند که زخمی که بر روح می نشیند نیز اثری دارد و گاهی زمان بیشتری برای درمان آن لازم است

و عادت می کنند که تنها به هر چه با چشم سر قابل دیدن است توجه کنند

 

زخم , زخم است. چه بر روح بنشیند و چه بر تن

 

f626.jpg

 

 زخم هایم را, کسی حرمتی نیست  

/ 9 نظر / 7 بازدید
برنادت

الهی بگردم نازنينم.بزار خودم زخمهات رو بوس کنم.

يلدا

و زخمهاي مرا نيز...تنها نشسته ام پشت دربهاي بسته انتظار و آخرين روزهاي بودن خود را مي نگرم!!!!!!

سعيده

ببين فقط اومدم ی چيزی ازت بپرسم : دوستم داری؟

Silence

... زخم... نمي دانم...شايد من اسمش را زخم ننامم...شايد حكاكي... اما من چنين مي پندارم...آنچه بر روح حك شد...پاك نخواهد شد...هيچ گاه... شايد خاك فرايش گيرد...اما به تكاني و نسيمي هر آنچه از گرد و غبار بر آنست كناري مي رود و آن حك شده بر روح دوباره نمايان...

برنادت

پروانه‌ی قصه‌مون داره میگرده ... هنوز ... پروانه‌ی قصه‌مون لبخندشو گم کرده ... هنوز ...

سعيده

خوب ميشه اگه آپ کنی احيانا!

مهدي

سلام . عرض ادب . بسيار زيبا نوشته بوديد . تشكر . ولي من از بزرگي شنديم كه انسانها مي توانند به جايي برسند كه خودشونم فراموش كنن . چه برسه ... آرام و موفق باشيد .