چشم بستم ...

بر همه ی آنچه به تصویر کشیدی

بر هر چه خواستم و نخواستی

هنوز نغمه هایت , ذهنم را می کاود

و من مبهوت سردی خاکم

پس لب می بندم...

ز شِکو ِِه , وقتی بغضم را بر گونه ی سکوت می نشانم

ز واژه , وقتی نسیم می گذرد

و عطر سیب , روزه ام را افطار می کند

دست می شویم...

به آب ِ جویبار ِ نیمه شب

تا دلم را برای غسل تعمیدِ دوباره مُهیا کنم

 

به طهارت ماه قَسَم

که حُرمَتِ ستاره شِکستنی نیست

/ 28 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
امید- ساحل من

سلام. . به طهارت ماه قسم حرمت ستاره شکستنی نیست... / جمله خیلی زیبایی بود..خودت نوشته بودی؟؟؟/ / امید...

امید- ساحل من

سلام. . به طهارت ماه قسم حرمت ستاره شکستنی نیست... / جمله خیلی زیبایی بود..خودت نوشته بودی؟؟؟/ / امید...

فهیمه (خلوت خزونی)

ممنونم ... بله خودم نوشتم مطالب وبلاگم همش مال خودمه ،‌مگر اینکه اسم دیگه ای رو زیرش نوشته باشم

سعیده

ی راه خوب که آمار کامنتا بره بالا اینه که آپ نکنی نه؟![سوال]

فهيمه

سلام... نمیدونم چه جوری بهت بگم... ولی چون دستم تو نازک کاری بوده یه نمه دیر اومدم پیشت.... نصف دینم کامل شد[چشمک][نیشخند][خجالت]

فهيمه

من منظورم اینه که افتادم تو خط شوهر داری....[نیشخند][نیشخند][نیشخند][قلب][ماچ]

بارباپاپا

سلام خوبی؟خوب تو که دوست داری نامرئی بشی یه پست آپ کن دیگه یه پست راجع به نامرئی شدن،قول میدم خواننده هات هم شاخ دربیارن از بس اومدن این پستت رو دیدن[نیشخند]همیشه شاد باشی[گل]