نگاه ...

 

امروزتو نگاه خيلی ها طعم های مختلفی را تجربه کردم ...طعم لذت , طعم غرور , طعم حسرت , عشق , شرارت و ...

ميدونی , چشم ما آدما آيينه ی درون ماست . بازتاب آنچه را که می پنداريم در چشمهايمان نمايان است .

گاهی اوقات نگاه ما حرف دل ما را می زند , حرفهای نگفته ای که زبان ما قادر به بيان آنها نيست , چون اين حرفها , حرفهای دل هستند. اما خوب می شه از نگاه کسی حرفهای او را فهميد به شرط اينکه تو هم اهل باشی .اهل عشق و عشق ورزيدن .

من هستم و بايد بهت هشدار بدم که نمی تونی نگاههات رو پشت اون غرور مسخرت قايم کنی من خوب می فههم که می خوای بگی اما کلمات ياريت نمکنن .

خوب می فهمم .... , فقط اين رو يادت باشه که :

                                   گاهی اوقات خيلی زود دير ميشود

 

/ 3 نظر / 6 بازدید
سعیده.

اينو که ميگی تجربش کردم . اما پشيمون نميدونم هستم يا نه! گاهی اگر يکم صبر کنی و مشت رو دلت بکوبی و به زاری هاش بيتوجه بعد از يه مدت خندت ميگيره . نه که ايراد از تو و حس تو باشه يه موقع ها آدم کسی رو دوست داره که کس نيست . کاش همه بتونن کس خودشون و پيدا کنن. راستی! چشم هاي من چی؟! مطمئنم که هيچ حسی توشون پيدا نکردی. شاد باشی خواهر گلم

atefe

با این متنت خیلی حال کردم . یه جورایی خوب بود گوشاتو بگیر !! منم باهات معتقدم خیلی وقتها خیلی زود دیر میشه