من ميدونم دنيا از اونی که ما ميبينيم وحشی تر و سنگدل تره ٫ ولی من می خوام بهش

خوب نگاه کنم که کابوسش آزارم نده . می خوام اينقدر خوب بودنشُ به خودم و خودش

 تلقين کنم ، که بالاخره مجبور بشه با من خوب تا بکنه .

اما من دلتنگيهام رو به دور از چشمش ، روی کاغذهای  پاره پاره ی دفترم

مينويسم وحرفهای عاشقانم رو يه جايی قايم می کنم که هر چند وقت يکبار، يواشکی

 اونا رو تو گوش يکی زمزمه کنم و يا نيم نگاهی بهش بيندازم تا يادم نره که اين دنيايی که

من دارم براش ۱۲ امامش رو تلقيـــن ميکنم ، همـــون دنيـای بـد ذات و وحشيــه ، تـا يـه

وقت خـام رنگ های تلقينــی و خـاطـره های قشنگش نشـم.

 

  اگر دستم رسد بر چرخ گردون           از او پرسم که اين چين است و اون چون  

 

/ 5 نظر / 3 بازدید
سعیده

ببين اولا اين قالبه که خيلی از اون بهتره ... دوما اين عکس رو .... چی بگم آخه؟! بعدشم من اينو خونده بودم ... باهم انقدر ميخونيم و مي بينيم تا دنيا بهش تلقين بشه که اينجوری بايد به نظر بياد... شاد باشی در پناه حق

ÅH|Ð/\

دنيا خيلی بده...خیــــــــــــــــلی

حسین

قالب جديديت خوبه. سرعتش پايينه ولی. عکسم که نمی‌ياد چون بايد آدرست رو اينترنتی بدی. دنيا رو هم نمی‌شه ناديده گرفت حالا هر چی‌باشه.

سعیده

بابا تو که کشتی منو با اين قالب بابا استعداد کشفيات/.// من امتحانم خوب بود... موفق باشی

pana

... حس غريبي است دوست داشتن و عجيب تر از آن است دوست داشته شدن... منتظرم بیا ....