. . . و تو که میخوانی. . .

قول دادم که از خاکستری و بدی روزگار کمتر بنویسم ،  اما حالا فقط دنبال راهی هستم که وجودم رو تسکین بدم .فقط میتونم بگم که خیلی پستِ . روزگار رو میگم. خیلی ی ی ی یشاید با مرور يکی از دلنوشته هام آروم بشم.-----------------------

شاید روزی من هم , همچون دیگران منفور و محکوم به جدایی شوم و شاید هم مهر ابدیت و جاودانگی را , بر پیشانی دوستی ام خلقکنم. با من است و تو, و روزگار!

ما همه و ما هر دو؛ مهره های بازی این روزگاریم؛ خواه رفتنی , خواه ماندنی. می دویم , می پذیریم و انتخاب می کنیم و او فقط می گذرد!!!

حقیقتی است تلخ , و گاهی شیرین , که فرار از آن بر وجدانمان سنگینی خواهد کرد و ایستادگی و مقابله با آن , بر شهامتمان خواهد افزود.

تمام این تعریف ها و تعارف ها , همه مقدمه ایست بر واقعیت های دیگر , که مهر درستی و راستی را بر آنها می زند.

من, چه ماندگار و چه رفتنی ,.....  نصیحت نمی کنم یا ارشاد, فقط اعتراف میکنم و حک میکنم بر دلی که شاید کم , اما می شناسمش؛ و چه بسا که بیشتر از تو با خودم سخن میگویم , با ما !!!

پس تو هم با من بخوان که :

ارزش زندگی , بسیار بالاتر از هر اتفاق و اتهام است.

زندگی زیباست , دقیقا" همانطور که در ذات یگانه خالق هستی می گنجد. چرا که در ذات او , چیزی جز زیبایی, راستی و درستی نمی گنجد!

پس ...         آنگونه به زندگی نگاه کنیم و زندگی کنیم, که باید؛ ... و آنگونه بایستیم و بیندیشیم و ببینیم که برماست.

                 هر چه هست, بیش است از,  خور و خواب و آلایش و زایش.

ما زنده ایم که نیکو زیستن را , فراتر از کیش و مذهب تجربه کنیم و در این مسیر باید از کنار زشتی ها , دروغ ها و ناصافی ها آسوده و آرام گذشت. بی آنکه بر قلب و روح مان خدشه ای وارد و یا تیرگی ای حک شود.

تیرگی ها و زشتی ها حقیقت اند , اما بر دامان ما , به مانند سنگ سستی هستند که هر لحظه به افتادن تهدیدمان می کنند.

باید به بدیها نگاه کرد و تاملی آنی؛ نه آنقدر عمیق که از دیدن هر چه زیبایی و راستی است, باز ماند. زیرا بدون زشت, زیبا و بدون دروغ , راست معنی ندارد .

همیشه تیرگی ها برروشنی ها غالبند . پس از کنار آنها آنگونه بگذریم که آلوده نشویم!

و به نزدیک ترین هایی بیندیشیم, که بر ماندگاری آنها شکی نیست. چرا که تنها آنها ارزش دیدن را دارند.

آن کس که ماندنی است , خود خواهد ماند , نه با جبر , بلکه به میل و رغبت.

آری , بهتر آنست که بر لذتها, روزها و انسانهای گذرا دل نبدیم که زود می گذرند, زودتر از آنچه بخواهیم.

روزگار اینطور ورق می خورد؛ اگر نیک اراده کنیم , نیک است و اگر بد , ...

چشم ها را باز کنیم تا ببینند , روشنی هایی را که در مقابل بوده و هست , و تا بحال ندیده اند.

/ 5 نظر / 5 بازدید
silence

... نمی دونم شايد منم ديدم... ... با شايد خودم... نمی دونم... همه چيز در حد شايد... اما... اگه قرار باشه خط خدا رو نخونم...خط اونم نمی خونم... مستقل ميشم...اونقت وسط له ميشم... ... ...

آيدين

سلام بازم مثل هميشه زيبا بود خيلی زيبا منم آپم پيشم بيای خوشحال می شم يا حق

فهيمه

هر چه هست, بیش است از, خور و خواب و آلایش و زایش. ما زنده ایم که نیکو زیستن را , فراتر از کیش و مذهب تجربه کنیم روزگار اینطور ورق می خورد؛ اگر نیک اراده کنیم , نیک است و اگر بد , ... {شاید فقط همین ٬‌ بستمه می خوام به موقع سکوت کنم ٬‌قبل از اینکه ...}

سعيده

توضيح اينکه من بودم : سعيده

مهدی

سلام ؛ اولا خيلی خوب نوشته بوديد ؛ دستتون درد نکنه و دوما يه جا خوندم ؛ نمی دونم درست گفته يا نه ؛ من هنوز قبول نکردم : الانم دارم فقط نقل قول ميکنم ؛ ( آدما برای رسيدن به چيزهايی که ميخوان بايد اصرار داشته باشن و ... ) ؛ همين موفق باشيد .