خيلی بده که آدم نتونه حرف بزنه ..........

خيلی بده که احساس کنه که ديگه حتی دستش به قلم هم نميره .......

خيلی بده که آدم از خيلی کارهای کرده و نکردش پشيمون باشه ...

اما ديگه آبی که از سر گذشت رو نميشه جمعش کرده .. نقل منه کاره کرده رو نميشه نکرده فرضش کرد....

منظورم يه کار.....

ديگه حتی نميتونم بگم خزان دلاتون بهاری باشه چون ماله خودم بدجوری زرد و خشک شده ................

/ 1 نظر / 3 بازدید
سمیه

سلام خانومی / اول ببخشید که دیر امدم بهت سر زدم / دوم بلاگ خوبی داری / سوم دوستای بسیار خوبی داری / چهارم هیچ وقت برای کاری که کردی یا نکردی ناراحت نباش سعی کن دیگه اشتباه نکنی به قول خودت ابی که ریخت ریخت ولی به قول من اون اب خشک میشه پس نزار دوباره بریزه /