خلوت خزونی

هر چه که از دل برآید

 

جالبه که آدم ۱۰ روز از روز تولدش بگذره و حتی فرصت نکنه که بهش فکر کنه!

واسه من که اتفاق افتاد

حتی تا همین دیشب اصلا یادم نبود که یک سال دیگه هم از عمرم گذشت ،

و اگر بخوام بهتر بگم یک سال بزرگتر شدم (بازم میگم ، چون اینروزا سرم شلوغه)

تصور کنید که وقتی کامنت ها و تبریک ها رو دیشب خوندم چه حالی شدم

حس غریبیه ، بعد از ۱۰ روز تازه یادم افتاد که (؟۲) سالمه.

تازه یادم افتاد که باید یه اسکن اساسی روی زندگیم داشته باشم تا هر چی ویروس احتمالیه بشناسم و بعد...

و بعد میمونه یه ویروس اسکنر قوی که همه ی این ویروسها رو از تو زندگیم بندازم بیرون

ولی بدیش اینجاست که هنوز هم وقت ندارم

   + فهیمه ; ۱۱:٠٠ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٥/۱٠/۱٦
    پيام هاي ديگران ()