خلوت خزونی

هر چه که از دل برآید

 

 

وقتی به صورتت نگاه می کنم چیزی نمی بینم جز یه بچه , نه یه بچه ی معصوم ,

که از سادگی مثل یه بچه هستی .

می دونی درسته که همه چیز برای من تموم شده است , اما از این دلگیرم که 

چطور آدمایی مثل تو دروغهای آدمای بد ذات و کینه توز رو خیلی راحت تر از

اون چیزی که با چشم خودشون می بینند باور میکنند ؟؟!

خیلی جالبه چون این نشون میده که شماها حتی به چشم های خودتون هم اعتماد ندارید!!!

امثال تو اون چیزی رو که از رفتارهای من نوعی ساده می بینند باور ندارند

و فقط تو دهن اینو اون نگاه می کنند .

میگم آخه ساده , باور کن . آخه من خیلی بی ریاتر از دیگران رفتار میکنم .

باور کن چیزی ندارم که مخفی کنم, گناهی نکردم که بخوام اونو(از شرم) بپوشونم . مطمئنا" اگر چیزی هم ممکن بود باشه من خیلی زودتر از اینکه تو از زبون دیگران

بشنوی بهت نشون میدادم .

حالا دیدی به چشمای خودت هم اعتماد نداری !!!

خستم کردی ! آخه یه کم هم از اون قوه ی تشخیصت کار بکش .

چرا دهن بینی ؟! چرا اینقدر ساده ای ؟! ....

من دیگه کم آوردم , دیگه نمی دونم چی باید بهت بگم ؟!!!

 

دیگه نمی دونم ... واقعا" نمی دونم ...............

 

 

" دلای قشنگون مثل خزان , بی ریا و صمیمی "

 

 

 

   + فهیمه ; ۸:٢۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٤/۱٠/۱٥
    پيام هاي ديگران ()