خلوت خزونی

هر چه که از دل برآید

 

     اميدوارم شب قشنگ خرداديه همه ی آدمای خزونی و غير خزونی خوش باشه ...

     امشب شب خوبی برای من بود به همين خاطر اومدم که يه سری به دفتر بهاری خزان

     دلم بندازم که ديدم برام چند تا پيغام جديد گذاشتن مثل هميشه با شوق و ذوق منتظر

    شدم تا صفحه باز بشه و پيامهام رو بخونم ولی با يه چيز جالب روبرو شدم .يکی با اسم

    خودم برام چند تا پيغام گذاشته بود که خوب بعد از تحقيق و تفحص بسيار متوجه شدم   

     که خواهرم بوده ... ميدونيد اون بنده ی خدا که تقصير نداره ... آخـه مـا هـر دو از يـه

     کامپيوتر (ببخشيد رايانه ) استفاده ميکنيم خوب حق بديد که يادمون بره اسما رو تغيير

     بديم ....

    به هر حال اينا رو گفتم که هر کس که اومد به برگای بهاری خزان من يه نگاهی بندازه  

    به عقل من شک نکنه : که دختره واسه خودشم پيغام ميذاره  ....

   اينم از قصه ی امشب .....  

   راستی برد تيم ملی رو هم تبريک ميگم ... بازيه خوبی بود ... گرچه من کامل نديدم ..........

   

 

   + فهیمه ; ۱:۳۱ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٤/۳/۱٤
    پيام هاي ديگران ()