خلوت خزونی

هر چه که از دل برآید

 

بگو که در اين آسمان خدايی هست

و زير گنبد آن آه بی نوايی هست

 

*****************************************************

شنيده ام خدا را ميتوان همه جا ديد

شنيده ام خدا را ميتوان در همه جا لمس کرد

                    ميتوان بوئيد

                    ميتوان شنيد

گفته اند اگر به درون خود بنگريم می توانيم خدا را بيابيم

پس آنقدر نزديک هست که حتی ...

پس چرا هميشه او را فراموش می کنيم

مگر نه اينکه خدا را در صبح و شب در طلوع و غروب در ماه و سال ميجوئيم؟ مگر نه اينکه وجود خدائی ی خدا اثبات شده ؟!!

پس چرا تنها بايد در مواقع سختی و يا حتی مواقعی که اشکهايمان سرازير است به يادآوريم ؟

مگر نه اينکه خود ما هم آيتی هستيم از وجود او پس چرا ؟!!

نمی دانم ...تنها چيزی که برايم قابل درک تر از بقيه است اينست که آنقدر گنه کارم که اعمالم بر شانه هايم سنگينی می کنند

من تنها چيزی را که از او خواسته بودم به خاطر گناهانم از دست داده ام

                                                                                ...می دانم

خزان وجودتان بهاری باد ...

   + فهیمه ; ۱٢:۱۳ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٤/۳/۳
    پيام هاي ديگران ()