خلوت خزونی

هر چه که از دل برآید

 

خیلی چیزها تغییر کرده ... از روحیات من گرفته تا شرایط زندگیم و حتی رفتارهایی که باید بصورت فرمایشی داشته باشم ... چه باید کرد یا نکرد رو باید سپرد دست تجربه هایی که به مرور کسب میشه ... مشکل بزرگ اینجاست که گاهی فکر می کنم بعضی آدم های دور و اطرافم خیلی خودخواه میشن وقتی فقط به خودشون و شرایطشون فکر می کنن ... وقتی فقط فکر میکنن این خودشونن که شرایط گوناگون رو تجربه می کنن

این روزها به این نتیجه رسیدم که کسی منو اونطوری که هستم نمی بینه ... همه دوست دارن اون طوری باشم که از من توقع دارن, "توقع"!!!
خیلی سخته , این روزها رو می گم , هر چی می گذره من داغون تر می شم ... البته نه بخاطر شرایطی که توش هستم... از این بدترش رو هم قبلا" کشیدم , خیلی هم مقاوم و محکم ردشون کردم... داغونم چون کسی درکم نمی کنه و همه خودشون رو می بینن فقط و فقط ... 

   + فهیمه ; ۱٠:۳٥ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/۱/۳۱
    پيام هاي ديگران ()