خلوت خزونی

هر چه که از دل برآید

 

اینهمه سیاهی ... اینهمه تیرگی

خسته شدم از بس دست و پنجه نرم کردم

تا زمانیکه ساکتی و خفه شدی همه چیز خوبه... اما وای به حال وقتی که بخوای اعتراض کنی

دیگه راحتت نمی ذارن

همه محقن به حق و حقوقی که برای خودشون قایل شدن

پس حق من چی ؟؟

تعطیل و غیر تعطیل هم نداره ... این روزها شده برام جهنم

شاید اگر ساکت می موندم و میگذاشتم که مثل همیشه کارشون رو پیش ببرن و

هر طور که میخوان لگد مالم کنن اینطوری نمیشد

حالا من موندم و یک عالمه کار ، اونم بی وسیله!!!!!!!

   + فهیمه ; ٧:٢٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٦/٦/٢٥
    پيام هاي ديگران ()