خلوت خزونی

هر چه که از دل برآید

ميراث سرزمينم

ای انسان, هر که باشی و از هر جا که بیایی زیرا که می دانم خواهی آمد, من کوروشم که برای پارسی ها این دولت وسیع را بنا کرده ام. بدین مشتی خاک که تن مرا پوشانده رشک نبر.        کوروش کبیر

 

 

 

از دیروز که خبر افتتاح سد سیوند رو شنیدم آشفته شدم. افکارم کاملا" مغشوش بود

خواستم سری به وبلاگم بزنم و چیزی بنویسم و با دیگران همدردی بکنم که به یاد آوردم دوست خوبم برنادت همیشه پیش قدم بوده و هست

با خوندن آخرین پست برنادت عزیز مصمم شدم که علاوه بر قدم جلو گذاشتن, دوستانم رو هم خبر کنم

من نوروز امسال در شیراز بودم . پاسارگاد, نقش رستم , تخت جمشید و ....

من توی راه شاهی قدم گذاشتم , راهی که زمانی کوروش کبیر, بزرگ مرد تاریخ ایران, در آن قدم می گذاشته.

به خدا که وقتی وارد پاسارگاد و تخت جمشید شدم , احساس غرور کردم و به ایرانی بودنم بیش از پیش بالیدم. و افسوس خوردم که ....

آرامگاه خشایار شا- نقش رستم

 

پارسه

 

و صد افسوس که با آبگیری سد سیوند, آرامگاه کوروش کبیر و هر آنچه در تنگه ی بلاغی است , به زیر آب خواهد رفت

مدتهاست که طومار می نویسن و امضا می کن و نامه نگاری می کنن به هر جا که شاید بشه جلوی این کار ضد فرهنگی و البته ضد ایرانی رو گرفت

اما باز هم افسوس که روز 5 شنبه , 30/1/86 سد سیوند رسما" افتتاح شد

نمی دونم شاید کسانی که امروز اینگونه بی رحمانه, برای آبگیری این سد قدم جلو گذاشتند, هرگز معنی ایرانی بودن را درک نکرده اند و یا شاید هرگز ایرانی نبوده اند.

امروز سد سیوند افتتاح می شود و فردا همین ها کار ناتمام اسکندر را تمام می کنند که به خدا قسم اسکندر از همه ی اینها با شرافت تر بود, چرا که وقتی به آرامگاه کوروش رسید و وصیت نامه ی او را خواند که :"ای انسان, هر که باشی و از هر جا که بیایی زیرا که می دانم خواهی آمد, من کوروشم که برای پارسی ها این دولت وسیع را بنا کرده ام. بدین مشتی خاک که تن مرا پوشانده رشک نبر."

افسوس خورد که ای کاش زودتر این کتیبه را دیده بود و اینهمه ویرانی به بار نمی آورد.

هنوز هم جای بسی امید هست

شنبه روز 1/2/86 ساعت 10 صبح جلوی سازمان میراث فرهنگی, تجمع اعتراض آمیز هموطنان ایرانی برای نجات میراث تاریخی این خاک و این سرزمین

بیایید تا با فشردن دست دیگر فرزندان ایران,  یک صدا شویم تا شاید بتوانیم یادگار گذشته گان ایران زمین را حفظ کنیم

و به یاد داشته باشیم که دیروز گفتند "تخت جمشید نماد کفر است" , امروز آرامگاه کوروش کبیر را به زیر آب می برند و هویت ما را از ما می گیرند

.... و فردایی هم خواهند گفت که  محکومید چون ایرانی هستید

--------------------

پيوست ۱/۲/۸۶:

اخلاقا بايد يادآور بشم که عکسهای اول و دوم اين پست رو خواهر عزيزم سعيده گرفته

 

 

   + فهیمه ; ٦:٥٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/۱/۳۱
    پيام هاي ديگران ()

 

بی خود نیست آسمان اخم کرده
زمین را ببین ! همه افسرده اند
آدمها را می گویم
 
همه چیز تیره است
حتی آسمان!

   + فهیمه ; ٢:٠۳ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٦/۱/٢۳
    پيام هاي ديگران ()

 

آلوده ام ، به زمانی که در آن متولد شده ام

و آغشته ام ، به گناهی که هرگز مرتکب نشده ام

اين بازی تلخ زندگی است

و به جز از اين ، هيچ

 

هنوز نفهميدم به کدامين گناه مجازات می شوم؟؟!!!

 

يه سلام بهاری ، گرچه دير!

اين غيبتم يه کم طولانی شد، اما بالاخره اومدم. بادلی پر از غر و غصه و خستگی از روزهايی که به خودش رنگ سفيدی نديد، اما با يه ايمان محکم تر به حضور خدا. به هر حال اومدم... اين بار بزرگتر از قبل .انگار دوسال بزرگتر شدم. (يعنی دو سال شکسته تر)

توی موهام اولين تار سفيد رو پيدا کردم، نمی دونم اسمش رو چی ميشه گذاشت. وقتی روزهايی رو پشت سر بگذاری که هر روزش صدای شکسته شدن دلت رو بشنوی و دم نزنی ، بالاخره بايد يه جايزه ای بگيری ديگه .

و جايزه ی من «يک تار موی سفيد بود»

بگذريم... برگشتم که باز هم رسالتم رو انجام بدم و با قلم هميشه تلخم اشک شماها رو در بيارم... به بزرگيه خودتون ببخشيد

ولی بايد بگم که دلم برای تک تک شما دوستان تنگ شده بود، به خصوص برنادت عزيزم و فهيمه و طناز و آرام و بقيه که الان حضور ذهن ندارم اسم تک تکشون رو ببرم.

 و شايد يه کم مسخره به نظر بياد دلم برای نوشته های خواهر هميشه صورتيم هم تنگ شده بود که ميدونم همه ی اين روزها او هم با من در اضطراب بوده و من کر بودم که صدای شکستن دلش رو نشنيدم و غافل بودم توی اين همه مدت از تنهاييهاش!!

دلم برای همه تنگ شده بود و ممنونم از همه به خاطر لطفتون که در غيابم من رو از ياد نبرده بوديد.

حالا که برگشتم با تمام توان سعی می کنم که يه فهيمه ی تازه باشم(گرچه بزرگتر) و خزانی تازه تر خلق کنم و شايد شادتر (اگر روزگار دست از شوخی کردن با من برداره)

و دعام کنين که هفت سين زندگی من پر بشه از حروف الفبا به جز غ(غم) و ميم(مريضی، مرگ)، يعنی :

آرامش و امنيت، برکت، پايداری،تندرستی،ثروت، جوانی، خانواده، درايت، رب، زايش، سعادت، شادمانی، صداقت، کمال، نعمت، همدمی، ياحق

 

   + فهیمه ; ۱:۱٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/۱/٢٠
    پيام هاي ديگران ()